بهاء الدين محمد بن مؤيد بغدادي

145

التوسل إلى الترسل ( فارسى )

القسم الثانى « 1 » [ امثله و مخاطباتيكه بملوك و اصحاب اطراف صادر شده است مشتمل بر چهارده نامه و مثال ] امثله و مخاطبات كه از ديوان انشا حماها الله بملوك و اصحاب آن اطراف صادر شده است . نامهء اول « 2 » بغياث الدنيا و الدين ملك غور نوشته مىآيد زندگانى مجلس رفيع برادرى در حشمتى كه بريد اوهام از معرفت كنه آن در ششدر ابهام بماند و دولتى كه ذروهء تدوير « 3 » از ارتفاع قدر آن در زاويهء تشوير « 4 » افتد و رفعتى كه اوج كيوان عتبهء جلال آن ايوان بوسد و نعمتى كه خزاين عالم زكات « 5 » نصاب و قطرهء از قطرات آن سحاب باشد فراوان سال باد ، اركان دولت متين و آثار قدرت مبين و ايزد عزّ اسمه ناصر و معين . چون بر تقادم روزگار و تجدد احوال لطف حالى كه ميان جانبين حاصل است نوطراوتى ( مىگيرد و حدايق « 6 » ) موالات و رياض مصافات تازه نضارتى مىيابد و نهال مودّت ( كه لله الحمد « 7 » ) مثمر و برومند است بالا مىكشد و قواعد اتحاد « 8 » كه در اصل جلبت « 9 » از عوارض تزلزل مصون افتاده است ممهدتر و مؤكدتر مىگردد و موارد اعتقاد كه در مبدأ فطرت از شوايب مباينت منزّه بوده است و صفاى « 10 » تمام شرف « 11 » آن را شامل روايح « 12 » اعتماد « 13 » مشمول مىشود و الحمد لله على ذلك لاجرم هر روز « 14 » دواعى نزاع « 15 » باحراز سعادت اجتماع در تزايد است ، و سورت « 16 » نواير اشتياق در صميم دل و سينه بر تضاعف ، و تأسف و تلهف بر حرمان آن « 17 » نعمت ملاقات كه همواره همت و نهمت بادراك آن

--> ( 1 ) عنوان قسم ثانى در نسخهء پاريس چنين است : قسمت ثانيه از كتاب معلوم ابن المؤيد محمد الشامى در مكاتبات و در امثله و مخاطباتى كه از ديوان انشا حماها اللّه تعالى باصحاب اطراف صادر شد . ( 2 ) ضا ، كه . ( 3 ) تدبير ( ش ، تدوير فلك مخصوص بسياره است كه آن را در ثخن فلك اصلى فرض مىكرده‌اند ) . ( 4 ) ش ، شرمسارى . ( 5 ) ضا ؛ آن . ( 6 ) مىپذيرد و طريق . ( 7 ) للّه الحمد كه . ( 8 ) اقبال . ( 9 ) جبلت . ( 10 ) ظ ، صفاى . ( 11 ) شرب ( ظ ، مشرب ) . ( 12 ) و روايح . ( 13 ) از اينجا ظاهرا دو كلمه از قبيل ( مورد آن را ) افتاده است . ( 14 ) ضا ، جذبات . ( 15 ) ش ، اشتياق و آرزو مندى . ( 16 ) و سورات . ( 17 ) از .